فاطمه جان احمدى
85
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
عدم ارتباط مستقيم هند با مركز خلافت اسلامى موجب شد منابع دوره اسلامى اطلاعات زيادى از مدارس هندى در قبل و بعد از اسلام به دست ندهند ، ولى بىگمان دانشمندان هندىِ آريايىنژاد قرنها پيش از اسلام با كانونهاى علمى ايرانى ارتباطى ديرينه داشتهاند . تاريخ حضور جدى آنها در دانشگاه جندىشاپور به درستى معلوم نيست ، اما بيشتر منابع از تلاش انوشيروان ساسانى و وزير مقتدرش بزرگمهر ( بوذرجمهر ) در اسكان دادن دانشمندان هندى در جندىشاپور به تفصيل گزارش دادهاند . حضور طبيبان هندى در كنار پزشكان نسطورى و ايرانى در جندىشاپور بر اعتبار و رونق آنجا افزود . همين ارتباط و حضور فعال هنديان در جندىشاپور موجب شد ، اين مركز علمى كانال انتقال علوم هندى به جهان اسلام قلمداد شود . ناگفته پيداست مناسبات تجارى فعّال هند با يمن و ايران از قديمىترين ايام ، در تسهيل اين مراودات بسيار مؤثر بود . آشنايى و تبحر هنديان ، بيشتر در طب ، هندسه و رياضيات بود . دستاوردهاى طب هندى و گياهپزشكى در تاريخ علمى جهان جايگاهى ويژه دارد . هنديان علاوه بر اين علوم ، در رصد ستارگان و به طور كلى علم نجوم نيز شهره بودند . بررسى احكام سماوى و دستيابى به ناگفتههاى كهكشان ، به تدوين مجموعه آثار علمى نجوم هندى منجر گرديد . بعدها مجموعه جداول نجومى هندى ( زيج ) نيز دستمايهاى غنى براى مطالعات ستارهشناسى و نجوم ابوريحان بيرونى شد . دانش معمارى همواره بر بنياد دانستههاى هندسه ، رياضى و حساب استوار است . بىترديد معمارى شگفتانگيز هنديان نيز از آشنايى آنان با علم هندسه حكايت دارد . اركان منظم و پرمفهوم پرستشگاههاى هندى به همراه ابداعات و نوآورىهاى بديع و اشكال نوين معمارى ، جز با كاربرد فنون هندسى استوار نمىشد . بنا بر استناد منابع ، ابتكار و ابداع نُه رقم اصلى رياضى به نام هنديان ثبت شده است . مسعودى در گزارشى مفصل صفر را نيز از ابداعات هنديان مىداند . « 1 » در ابتدا اين ارقام به شكل خطوط عمودى ترسيم مىشد ، اما به تدريج در زبان سانسكريت نگارش سادهاى به خود گرفت كه با نحوه نگارش امروزين ارقام عربى - فارسى چندان تفاوتى ندارد . « 2 » جالب اينكه عددنويسى اعشارى نيز ميان هنديان متداول بود ؛ تا جايى كه در عصر آريابهاتاى مقدار عدد را تا چهار رقم اعشار محاسبه كردند و جدولهايى از وترها و قوسهاى دايره با
--> ( 1 ) . مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 1 ، ص 103 . ( 2 ) . ابوريحان بيرونى ، تحقيق ما للهند ، ترجمه منوچهر صدوقى سها ، ص 118 و 119 .